تبليغاتX
فوران

دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386

حق با شماست آقا!

 

اول: « بوسه بر زنجير »

« بوسه بر زنجير» همايش شعري بود به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان ِ

سرافراز كه ديروز ، يكشنبه ، 28 مرداد ، در شاهين شهر به پايان رسيد.

زينت بخش ِ اين برنامه ي وزين واين اتفاق مهم ادبي،

شاعران محبوب وتوانا ومتواضع : محمد كاظم كاظمي از مشهد و

دكتر داوود بيات و ناصر صارمي از ملايربودند .

غير از اشعار ومباحث جالبي كه اين سه بزگواردر اين همايش سه روزه ارائه كردند

   صداي آقاي بيات وسه تارآقاي صارمي هم يك طرف ديگر قضيه بود كه در جلسات

 غير عمومي از آنها استفاده كرديم.

اين بزرگواران سه روز شاهين شهر بودند وسنگ تمام گذاشتند، از شب جمعه ي

 گذشته تا يكشنبه شب. جدا ً جاي شما دوستاران هنرخالي بود. بقيه ي شاعران

 جلسه ي عمومي شعر خواني شامل ۷ نفركه به ترتيب حروف الفبا عبارت بودند از:

ليلا پيكري فر ، ناديا شب انگيز ، سيروس شجاعي فر ( منشط اهوازي )،

محسن عابدي ،كورش كياني ، فريده موسويان فرد  ، محمد رضا نامدار پور .

همايش سه روزه ي  « بوسه بر زنجير» شامل  اين برنامه ها بود

روز اول ، جمعه : شركت در نماز جمعه وپس از آن نشست ادبي غير عمومي و

بيدل خواني وتفسير بيدل توسط كاظمي در بعد ازظهر جمعه ودر باغ شهرداري ،

 محل اسكان مهمانان با حضور شاعران وديگر هنر مندان شاهين شهر .

روز دوم ، شنبه  : صبح ، نشست ِ غير عمومي در باغ وعصر، قسمت اصلي همايش ،

 شعر خواني واجراي زنده ي موسيقي سنتي توسط گروه ِ برگزيده ي جشنواره ي

 فجر جوان ،  ژولياگ (كه نامي است فارسي به معناي شيدا) در تالار شهر.

روز سوم : يكشنبه ، صبح نشست غير عمومي وساز وآواز توسط مهمانان هنر مند ،

 دكتر بيات وناصر صارمي در باغ شهر داري وعصر، شركت كاظمي در جلسه ي

هفتگي شعر ونقد طوبي در فرهنگسراي شهروند .در اين بين همه ي مباحث ادبي

 هم لطف ديگري داشتند .از شاهنامه گرفته تا سوال وجواب ها واختلاف نظرات

وتعاملي كه با دوستان داشتيم. اگر شعر خواني در تالار را دقيقا ً اصل ِ برنامه بدانيم

  فرعيات وحاشيه ي آن براي شاعران بسيار مفصل تر بود.

 

از همه ي كساني كه به هر نحوي براي گرم تر شدن جلسه حضور داشتند متشكرم.

 

چندين نفر از مسئولين به همايش كمك كردند ، ولي مهم ترين آنها كه واقعا ً در

جهت هنر ، همسو بودند :

آقاي نفري ... شهر دار شاهين شهر

آقاي ثقفيان ... رييس اداره ي ارشاد شاهين شهر

آقاي محمدي ... معاون ادبي اداره كل حفظ آثار دفاع مقدس استان اصفهان

بچه هاي كميته ي اجرايي :

بابك باور ساد، عاطفه توكلي، ابوالقاسم حاجتي ، زينب حيدري ، معصومه سليماني ،

 شيدا سموعي ، فاطمه قاسمي ، مهدي قاسمي ، ليلاعاشوري ، اعظم كي نژاد ،

 پروين سادات مرتضوي ، فرزاد ميرزايي .

و نهايتا ً دبير ومجري برنامه : مرتضي پارسا

به اميد خدا بازم حتما ً برنامه خواهيم داشت.

( با اين شهردار باحال ورييس ارشاد حسابي )

 

 

 ونهايتا ً برا اينكه نگيد اين پست چرا شعر نداشت...

 

اي دوست بيا به حال هم گريه كنيم

بر دلخوشي محال هم گريه كنيم

حالا كه زمان آب گل آلوده شده است

هي زل زده در زلال هم گريه كنيم

 

ضمنا ً نشد هیچ عکسی رو آپلود كنم

 

دوم: حق با شماست آقا  

 

این اسم کتاب منه بسيارخوب ، خوشبختانه فك نكنم نه اسمش ونه شكلش شبيه

هيچ كتاب ديگه اي باشه .

 

سروده هاي سال هاي ۷۷ تا آخر ۸۴ . كار انتشارات سرو چمان .

ضمنا ً از خانم مهر انگيز بيدمشكي وداداشش مهرداد هم بابت همه ي زحمتايي

 كه برا كتاب كشيدن ممنونم .اين اولين كتاب من بود.

اما طريقه ي وصول:

 يا خريد از كتاب فروشي ها كه توضيحي نداره ويا خريد پستي به صورت زير :

خريد تكي ، به قيمت ۱۵۰۰ تومان .

خريد  ۲۰ جلد يا بيشتر به قيمت ۱۳۰۰ تومان .

اصل حواله ي پرداختي را به نشاني زير بفرستيد یا شماره ی رسید را کامنت کنید

تا مرسوله ي شما به صورت رايگان براي شما پست شود.

نشاني : شاهين شهر -  فردوسي - ۱۴غربي -  پلاك ۳ .

 نشاني خود را هم دقيق بنويسيد.

مشخصات حساب :

صاحب حساب : مرتضي پارسا ، حساب جاري  شماره ي ۴۶۷۶۴  بانك ملت ،

شعبه ي شاهين شهر ، ۸/۹۵۹۶

 

 

نوشته شده توسط مرتضی در 7:8 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم مرداد 1386

نوشته شده توسط مرتضی در 2:35 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم مرداد 1386

حدیث

 

 

مثل هميشه اول سلام ...

 

دوم   :... قولي كه داده بودم در مورد اينكه به طرح ريزش ورويش پيوند ها عمل كنم.انجام اين كارو به شما هم پيشنهاد داده بودم به اين معنا كه پيوند هايي رو كه با فوران در تعامل نيستن حذف كنم وبعضيا رو اضافه كنم .مي دونين؟... يه حديث از پيامبر اعظم داريم مبني بر اينكه سه چيزو به جا بيارين حتي در حق كفار ... تا جايي كه يادم مونده ... وبايد درست يادم مونده باشه ... اون سه چيز اينا بودن :

 

الف- امانت

ب - يادم نيست ... وبين قرض و قول مرددم ... شايدم هيچكدوم نباشه ...

و... جيم - جواب سلام ...

 

حقّ ِ تفسير به رأي رو هيچكس نداره ... منتها فك نمي كنم جواب نامه وايميل وكامنت هم از جواب سلام كمتر باشه ... ضمن اينكه در خصوص جواب نامه حديث مستقيم هم داريم ... وحتما ً خودتونم مي دونين كه موارد فوق بايد شرط وشروطي رو رعايت كنن. حالا اين ماجرا رو به قول غربيا مچ كنين رو بقيه ي زوايا وآدمايي كه ميشناسين تا شناخت بهتري بتون دست بده !

 

ازهمه ي اين حرفا كه بگذريم ... مرام ومعرفت هم خوب چيزيه ... بگذريم ...

 

 

 

ريخته ها:

 

 سعيد بيابانكي ( سنگچين) ... مهدي بهرام پور ( ديوار ) ...

غزل محمدي ( شكنجه ي شيرين )كه متاسفانه وبلاگ اين دوست گرامي وهمراهو

 فقط به اين دليل كه حذف شده از فهرست خارج مي كنم ... هدريسه ( سپيد) ...

فرداد آزاد انديش ( ياد داشت)... مهدي رهدار (نانوشته ها)...

جواد كاظمي (رنگارنگ)... محمد حسين بهراميان (سارا شعر )...

هاشم كروني ( بارووووون)...زينب چوقادي ( زاينده رود )...

 طاهره كوپالي (در فصل شعر )...

برزوعلي پور ( بوي جوي موليان)كه متاسفانه اين وبلاگ از علي پورهم فقط به دليل هك شدن از فهرست خارج شده يك وبلاگ ديگه از برزو توي پيوندا هست ...

مينا اروجلو(جوانه كرده دلم)...

 

توضيح اينكه بعضيا هم باقي موندن ولي  غيبتشون زياد شده ... اين دفه بايد با

ولي شون بيان.

 

روييده ها :

 

 فريبا شمس كيا( سياهه ها وسپيد ها )...

حامد حسين خواني ( بخواب فروردين)...

مختار رنجيده (اندوه شيرين )

 

 

 

ودو كار ... از آخرين كارام ... با دو ويژگي متفاوت... نظر يادتون نره

 واگه بگين كدوم بهتره كه لطفو تموم می کنین :

 

 

 

دنيا

 

بايد هميشه ياد بيارم كه نيستي                     كافي است هرچقدر برايم گريستي

تابوت تو  به وسعت يك سرنوشت بود      يك عمر زنده زنده در اين گور زيستي

 

يك بار فكر كن كه تو را باد مي برد              يا طالعت تو را همه از ياد مي برد

آنوقت دستي از دل ِ زنجير هاي سرد         قلب تو را به عرصه اي آزاد مي برد

 

دنيا تمام زندگيت را تباه كرد                            تقويم را براي ابد روسياه كرد

اما بخند يك نفر آمد به ذوق تو                    از چشم تو به پوچي عالم نگاه كرد

 

در فكر اين نباش كه تحقير مي شوي         از بودن ِ درون خودت سير مي شوي

دنيا هميشه چشم دريده است از اينكه تو    در خواب من مي آيي وتعبير مي شوي

 

مي خواهم از تو شعر بگويم نمي شود         مي خواهم از تو كام بجويم نمي شود

يا دست كم به لطف كلام مقدست                   يك شمه از بهشت ببويم نمي شود

 

دنيا هنوز جاذبه دارد براي ما           چون هيچ جا به جز خود ِ او نيست جاي ما

حتما ً پس از تلاطم ِ اين قصه مي كند             فكري به حال درد سر ما خداي ما

 

                                                    تابستان 86

 

 

 

 

باران

 

باران گرفت وپنجره ام را سياه كرد                  بزم  ِ غم  ِ اتاق مرا روبراه كرد

بر شيشه ريخت ، خلوت ِ سلولي مرا        با ميله هاي خيس ِ خودش راه راه كرد

از غم چقدر وسوسه در من شكوفه زد                باران در آبياري من اشتباه كرد

يعني تو را گرفت ودر آغوش من گذاشت          يعني مرا بدون تو غرق گناه كرد

شرمنده شد عرق همه ي شيشه را گرفت        برگشت ونادمانه به چشمم نگاه كرد

بخشيدمش ولي دلم از او مكدر است                     باران تمام زندگيم را تباه كرد

 

                                               تابستان 86

نوشته شده توسط مرتضی در 2:28 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •