سه شنبه نوزدهم شهریور 1387
رمضان

برای اولین بار در این قالب وخیلی اتفاقی ...
دَم ِ من سرده واز آسمونم رد نمیشه حالم اینطوره و اونطوری که باید نمیشه
چه خوبه خدا که عمرا ً مث ما دمدمی نیست اگه خواس حال بده هردیقه مردد نمیشه
نمی دونم چرا حال دادن ِ هیچ کار خوبی مث حال دادن اون کارای بدبد نمیشه
کاش خدا جا اینهمه نعمتای رنگ و وارنگ یه کمی عشق به قلبم بده شاید نمیشه
کاشکی یه هو بکشم هرچی دارم به باد بره به دلم براته اینجوری برام بد نمیشه
قایقم مونده تو گل دق می کنم زار می زنم تو دلم هی شب وروز جزر میشه مد نمیشه
دیوارغمم بلنده دیواردلم کوتاه جلوی اینهمه درد ِ جورواجور سد نمیشه
تو دلم یکّی همش فکر یه لامسبیه برنمی گرده از این مذهب ومرتد نمیشه
هی می خواد اون ور ِ دیوارِغمو دید بزنه کوتوله مونده وهیچ موقه بُلن قد نمیشه
